|
| جمعه 28 مهر ماه سال 1385 | |
| استاد جلیل شهناز | |
جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند. دورانی که بعد از تاثیرات استاد وزیری با پیش زمینه بزرگانی چون آقا حسینقلی و درویشخان، قدرت نوازندگی در قوت مضراب و سرعت پنجه خلاصه می شد، نوعی تارنوازی در اصفهان و از خاندان هنر پرور شهناز شروع شد که با نبوغ جلیل شهناز (پسر کوچک خانواده) به اوج زیبایی و شکوه خود رسید.
با سفر استاد به تهران و اقامتشان به عنوان کارمند افتخاری شهرداری بخش دوم از زندگی هنری استاد شروع شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بودند. امکانات ضبط و استودیو های تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به ایشان داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آمیز خویش دل هر شنونده و بیننده ای را سخر کنند. ضبط برنامه های فراوان و نیز کنسرت های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است. |
|
06:07 AM | حسین | نظرات [7] |
![]() |
| یکشنبه 8 مرداد ماه سال 1385 | |
| آشنائی با ساز های زهی | |
استاد علی تجویدی ویولون، ویولا (آلتو)، ویلونسل و کُنترباس (که گاه به اختصار باس نیز نامیده می شود) گروه سازهای زهی ارکستر سنفونیک را تشکیل می دهند. رنگ صوتیِ این سازها مانند اندازه و وسعت صوتیِ آنها با یکدیگر تفاوت دارد؛ ویولون، کوچکترین ساز این گروه و داری زیرترین گستره صوتی در این خانواده است؛ کُنترباس بزرگ ترین ساز این گروه است و بم ترین گستره صوتی را دارد. در موسیقی سنفونیک، زهی ها به طور معمول با آرشه، چوبی اندک خمیده که رشته های موی اسب در طول آن محکم کشیده شده، نواخته می شوند. زهی های ارکستر سنفونیک با زخمه زدن بر سیم ها نیز نوخته می شوند. زهی ها در میان تمام گروهای سازی، دارای بیشترین تنوع صوتی و پهناورترین گسترۀ بیانی هستند. رنگهای صوتیِ آنها گوناگون، وسعت های صوتی شان بزرگ و توانایی های دینامیکی آن ها بسیار فراوان است. نوازندگان زهی می توانند صداهائی درخشان و چالاک یا کندآهنگ و لرزان ایجاد کنند؛ آن ها قادرند به ظرافت و لطافت یک آوازخوان، صداها را مهار کنند. نقش سازهای زهی در آثار ارکستری بیش از هر گروه دیگری از سازهاست. نوای سازهای چهارگانه زهی، حتی با وجود رنگهای صوتی متفاوت، به زیبایی در هم می آمیزد. در این مرحله، مطالعه ساختمان زهی ها و شیوه ایجاد صدا در آنها سودمند است؛ ویولون می تواند معرف تمام خانواده زهی ها باشد. بدنه چوبی و توخالی ویولون، چهار رشته از جنس زه یا سیم را برخود نگه می دارد. سیمها که در طول ساز کشیده و محکم شده اند در یک انتها به دنباله سیم گیر وصل شده، سپس از روی یک پل (خرک) چوبی گذشته و در انتهای دیگر محکم به دور گوشی های قابل تنظیم از جنس چوب پیچیده شده اند. پل، سیمها را به فاصله ای اندک از دسته ساز چنان نگه می دارد که بتوانند آزادانه نوسان کنند و نیز نوسالن سیمها را به بدنه، جایی که نوسانها در آن تقویت می شوند و رنگ می یابند، منقل می کند. هر سیم با سفت یا شل کردن یک گوشی با صدائی متفاوت از دیگری کوک می شود. (هر چه سیم کشیده تر باشد، صدا زیر تر است.) نوازنده، آرشه را با دست راست بر سیم ها می کشد و آن ها را به نوسان در می آورد. سرعت کشیدن آرشه و میزان فشار آن بر سیم، شدت صدا (دینامیک) و رنگ آن را اتعیین می کند. زیر و بم صدا ها توسط دست چپ تعیین می شود؛ نوازنده با فشردن نقاط مختلف سیم بر دسته ساز، طول قسمت نوسان کنندۀ سیم را تغییر داده و به این ترتیب زیر و بم صدای حاصل را دگرگون می کند. این کار را انگشت گذاری می نامند و به این ترتیب، قسمتی از سیم که میان انگشت و گوشی ها قرار گرفته از نوسان باز می ماند. با این شیوه می توان یا هرکدام از چهار سیم ویولون گستره ای معین از صداهای زیر و بم را پدید آورد. ویولا، ویولونسل و کُنترباس ساختمانی مشابه ویولون دارند و مانند ویولون نیز نواخته می شوند. چگونه نواختن سازهای زهی -تکنیکهای گوناگون نواختن این سازها- سبب جلوه های صوتی متنوعی است که آنها می توانند پدید آورند. متداول ترین تکنیکها در نواختن زهی ها عبارتند از : پیتسیکاتو (Pizzicato) یا زخمه زدن بر سیم: نوازنده در این شیوه اغلب با یکی از انگشتهای دست راست بر سیم ها زخمه می زنند. در موسیقی جاز، کنترباس بیشتر به صورت پیتسیکاتو بکار گرفته می شود. دوبل نت (Stop): نوازنده با کشیدن آرشه بر دو سیم می تواند دو نت را همزمان به صدا در آورد. با چرخش سریع آرشه بر سه یا چها سیم نیز می توان سه یا چهار نت کم و بیش -و نه بطور دقیق- همزمان را نواخت. ویبراتو (Vibrato): نوازنده با لمس و نگه داشتن سیم و لرزاندن محل لمس با دست چپ، صدایی لرزان و بیانگر ایجاد می کند. که این سبب تغییر های جرئی در زیر و بم صدا می شود و آن را گرم تر و غنی تر می کند. سوردین (Mute): با قرار دادن سوردین (شبیه گیره ای کوچک) روی پل می توان صدایی ضعیف تر یا گرفته ایجاد کرد. ترمولو (Teremolo): در این تکنیک نوازنده با حرکتهای ریز و تند آرشه بر سیم، صدایی را به سرعت تکرار می کند. این تکنیک در دینامیک قوی سبب حس تنش و اضطراب می شود و در دینامیک ملایم، صدایی سو سو زن و لرزان ایجاد می کند. هارمونیکها (Harmonics): با لمس ملایم نقطه های معینی از سیم و کشیدن آرشه، صدایی بسیار زیر و سوت مانند ایجاد می شود. گرچه ویولون، ویولا، ویولونسل و کُنترباس مشابه یکدیگرند، اما مانند اعضای یک خانوانده تفاوتهایی نیز دارند. برخی از سازهای زهی بدون آرشه و زخمه زدن بر سیم ها نواخته می شوند. این سازها هارپ و گیتار هستند. هارپ، تنها ساز زخمه ای است که کاربردی گسترده در ارکستر سنفونیک یافته است.
|
|
2:04 PM | حسین | نظرات [4] |
![]() |
| چهارشنبه 28 تیر ماه سال 1385 | |
| چگونه گوشه ها را بشناسیم ؟ | |
این پرسش بسیاری از نو هنرآموزان است که چگونه می توان گوشه ها را از همدیگر باز شناخت ؟
از آنجا که گام هر دستگاهی طبیعتا از هفت نت تشکیل می شود هر دستگاهی می تواند دارای هفت گوشه اصلی نیز باشد که همیشه اولین گوشه را که تاکید بر اولین نت گام میکند را " درآمد " می نامند و گوشه های دیگر را گذشتگان بر اساسی که علت بسیاری از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است نامگذاری کرده اند . برای مثال نت دوم گام ماهور گوشه " داد " نامیده شده است . ولی البته جای بعضی گوشه ها نیز مانند جدول تناوبی مندلیف که نخست بسیاری از خانه های آن خالی بود و سپس کشف شد اکنون خالی است برای نمونه استاد وزیری برای نت دوم گام چهارگاه گوشه ای اختراع کرده اند ( نقل قول و اجرا از آقای کیوان ساکت در برنامه نیستان رادیو فرهنگ) وبژگی گوشه های اصلی این است که خود دارای گوشه های فرعی می باشند مثلا : گوشه چکاوک در همایون شامل نی داوود، گوشه حجار در ابو عطا شامل چهار پاره
از این گوشه ها برای تغییر دستگاه استفاده میشود ، مانند : گوشه دلکش در ماهور برای رفتن به شور گوشه شکسته در ماهور و بیات ترک برای رفتن به افشاری گوشه راک در ماهور برای رفتن به بیات اصفهان گوشه عشاق در اصفهان برای رفتن به شور
|
|
11:02 PM | حسین | نظرات [1] |
![]() |
| چهارشنبه 21 تیر ماه سال 1385 | |
| حال در موسیقی سنتی | |
با نام و یاد خداوند مهربان و خالق زیباییها به غیر از هنر که تاج سر افرینش است دوران هیچ حکومتی پایدار نیست.
در مورد احساس آواز افشاری شاید بتوان گفت که این آواز ، آواز مناجات و راز و نیاز با معبود یگانه میباشد. افشاری آوازی حزن انگیز و غمگین (همانند حزنی که در آواز دشتی وجود دارد ) محسوب نمیشود بلکه نوعی تأمل در محتوای درونی این آواز وجود دارد که انسان را به فکر وا می دارد و شاید به همین دلیل از این آواز برای خواندن مناجات استفاده میشود. آواز افشاری معمولاٌ هنگام صبح اجرا میشود اما هنگام غروب نیز میتوان آنرا اجرا کرد . اما نکته ای که باید هنگام اجرای آواز افشاری رعایت کرد خواندن گوشه مویه میباشد؛ همانطور که از نام این گوشه مشخص است (مویه یعنی گریه و زاری و نالیدن) هنگام صبح خواندن این گوشه در آواز مطلوب نیست اما اگر افشاری را هنگام غروب اجرا کردیم این گوشه مطلوب است که در آواز خوانده شود . آواز افشاری از لحاظ لحن آوازی به دستگاه نوا نزدیک می باشد و هنگام خواندن باید دقت شود که بی اختیار وارد دستگاه نوا نشد؛ البته فرود آواز افشاری آنرا کاملا از دستکاه نوا متمایز میکند. افشاری از مشکلترین آوازهای ایرانی دانست که اجرای آن نیازمند تسلط و اعتماد به نفس زیادی می باشد زیرا لحظه ای غفلت در هنگام اجرا سبب مشود که از افشاری خارج شده ضمن اینکه رساندن احساس این آواز به شنونده کار مشکلی میباشد. از این آواز برای خواندن تعزیه هم استفاده میشده خصوصا از گوشه عراق که اگر خواننده تبحر لازم را در هنگام اجرا داشته باشد میتواند شنونده را به وجد آورد و تحسین او را بر انگیزد. (معمولا رسم بر این است که میگویند *مستمع صاحب سخن را به وجد آورد* اما در آواز افشاری این صاحب سخن یا همان خواننده است که باید شنونده را به وجد آورد). حتما شما آوازی را که توسط استاد شجریان اجرا شده و معمولا در ماه رمضان هنگام افطار(به همراه دعای ربنا )از رادیو و تلویزیون پخش میشد شنیده اید(این دهان بستی دهانی باز شد..... لب فرو بند از طعام و از ...)؛ این اثر جاودانه در آواز افشاری و در گوشه مشنوی اجرا شده که بیانگر حالت افشاری و راز و نیاز با خداوند یکتا میباشد. از آثاری که در مایه افشاری اجرا شده میتوان به موارد ذیل اشاره کرد:
|
|
11:43 AM | حسین | نظرات [1] |
![]() |
| جمعه 16 تیر ماه سال 1385 | |
| نگرشی تاریخی به تدوین موسیقی دستگاهی | |
موسیقی از دیرباز تاکنون تحت تاثیر تحولات تاریخی به صور متنوع و گوناگونی مدون شده است و آنچه امروز در قالب ردیف موسیقی ایران بدست ما رسیده پیشینه ای چند صد ساله دارد. در این نوشتار سعی بر آن است که این پیشینه با اتکاء به نظریات محققان و مورخان مختلف برایمان واضح تر بنماید.به امید آنکه در انتها این خواستار محقق گردد. تاریخ موسیقی ایران تا اواخر صفویه متشکل از چند دوره متفاوت است. دوره اول مربوط به فعالیّتهای نظری و عملی موسیقیدانان قبل از اسلام می باشد که در نهایت به شکل گیری هویت خاص موسیقی ایرانی در اواخر عهد ساسانی منجر می گردد، دوره دوم بعد از مدتی رکود، به خاطر محدودیتهای مذهبی ناشی از قوانین اسلام و با رویکرد خلفای اموی و عباسی به زندگی درباری، آغاز می گردد. موسیقی دانانی چون ابراهیم و اسحق موصلی، ابومنصر زلزل و ... که اغلب به علوم زمان خود نیز آگاه بودند با برانگیختن حمایت دربار به رونق دامنه تحقیق، بررسی و پژوهش نظری بر روی موسیقی یاری عمده ای می رسانند. این دوره با ظهور علمایی چون فارابی و صفی الدین ارموی به اوج اعتلای هنری و علمی خود می رسد. پژوهشهای موسیقی شناسانه فارابی و صفی الدین بر سیستهای موسیقایی بعد از این دانشمندان تاثیر بسزایی می گذارد. تأثیری که تا به امروز نیز قابل مشاهده است. این دوره که خود از حدود قرن دوم هجری آغاز شد تا اوایل قرن دهم هجری به حیات خویش ادامه داد، لیکن با ورود صفویه، محدودیتهای مذهبی و سختگیریهای حکومتی مانع حیات واقعی و تکاپوی علمی و عملی موسیقی شد، دانشمندان و موسیقی دانان نیز محیط را مناسب ندیده و تن به مهاجرت دادند. عده ای به عثمانی و گروهی به هند رفتند و در ایران موسیقی به وسیله نوازندگان غیر رسمی و به شیوه ای غیر علمی آن هم در خفا به حیات خود ادامه داد. البته در دوره صفویه موسیقی در خدمت مذهب در آمد و در آن مد و در پاسخگویی به اینگونه نیازها مجاز بود. سیستم موسیقی ایران تا قبل از صفویه بر پایه نظریه صفی الدین ارموی یعنی تقسیم هفده تایی هنگام استوار بود. ساختار موسیقایی ما نیز شکل مقامی داشت و متشکل از مقامهایی بود که شکل انتزاعی را در بر می گرفتند. این فضای انتزاعی مقام به نوازنده و بداهه نواز اجازه هرگونه دخل و تصرف و نوآوری می داد، حالتی کاملآ بدیع که امروزه در موسیقی ردیف ما منسوخ شده است.(این حالت امروزه در موسیقی کشورهای های عربی بخصوص مصر و ترکیه قابل شناسایی است.) به این حالت انتزاعی حالت پشت باز می گویند(open-ended) در وجه دیگر سیستم پشت بسته (close-ended) که مصداق مناسب آن گوشه های موسیقی ماست. معهذا بعد از ورود صفویان و مهاجرت هنرمندان به کشورهای اطراف سیستم مقامی دچار تغییراتی بنیادین شد. عده ای اعتقاد دارند اوّل بار این تغییرات در سرزمین هند که محل مهاجرت عده کثیری از هنر مندان و ادیبان بود ظاهر شد و مهفوم دستگاه به معنای امروزی آنجا رشد کرد (البته دستگاه به معنای امروزی مجموعه ای است از مدها و یا مقامهای متضاد که در قالب گوشه ها گرد آمده اند و توسط کادانس یا فرود به درآمد دستگاه مربوط می شوند).آنچه مسلّم است در دوره ای موسیقی ایرانی و موسیقی هندی تا به حدّی با یکدیگر آمیخته شدند که شناخت خود را از هم از دست دادند و سیستم موسیقی کاملآ جدیدی به وجود آوردند و مفهوم نوی دستگاه زاییده این سیستم جدید موسیقایی بود. در رساله ای از رسالات هندی که متعلّق به منیر لاهوری است (وفات 1055 قمری). تغییر مفهوم دستگاه و نزدیک شدن آن به معنای امروزی محسوس است. نویسنده در آن رساله در توصیف یکی از موسیقی دانان مشهور هندی چنین می گوید:"و آن نادره سنج، پیوسته ...نغمه می سراید و با تار نفس گلهای نغمه را دسته می بندد." از جمله گل های نغمه را دسته می بندد اینگونه استنباط می گردد که تعدادی آهنگ (از مدهای مختلف) را در یک مجموعه قرار می داده و اجرا می کرده است. در همین زمان در ایران اصطلاح دستگاه مورد توجه قرار گرفت و کم کم توانست جایگزین مفهوم "شد" گردد. شد در دوران استفاده از سیستم مقامی به معنای "پرده دیده شده " و گاه بجای "دوازده مقام" یا "دوازده پرده" از "شد" "دوازده گانه" اسم برده شده است. لیکن این اصطلاح در دوره صفویه به توالی اجرای یکسری از مقامات و شعبه ها که با نظم باید صورت می گرفت اطلاق می شد. مثلآ شد راست از از مقام راست شروع و به مقام راست، منتهی می گشت. البته در این توالی مقامها و ارجاع به مقام اول، یک نکته وجود دارد و آن حالت سیکلیک و هماهنگی اجزای درونی آنها می باشد، با این تفاوت که حالت سیکلیک اول فاصله ای و حالت دوم فرمال بوده است. امروز در موسیقی دستگاهی ردیف، وضع همینگونه است. دستگاه از درآمد اول که می تواند همان مقام اول باشد شروع و در کادانس ها بصورت فرمال به مقام اول باز می گردد. از شروع پیدایش اصطلاح دستگاه به مفهوم جدید تا دوره ناصرالدین شاه، فرم ثابت و معینی برای این فرم موسیقایی وجود ندارد. در این دوره است که شخصی به نام آقا علی اکبر فراهانی، آنچه که ما امروز به نام ردیف در دست داریم را با تاثیراتی که از قبل می گیرد در این قالب تدوین می کند. ژتن دورینگ، محقق فرانسوی در مورد منشا احتمالی گوشه های ردیف اینگونه می نویسد: " در دوره ناصر الدین شاه، میر غرا، که سازمان دهنده بزرگ تعزیه های رسمی بود، خوانندگانی را که از مناطق مختلف آمده بودند را گرد آورد. بسیاری از نغمه ها یا گوشه های محلی بدین سان در ردیف موسیقی وارد شدند." همچنین دورینگ در جای دیگر اینچنین ذکر می کند:" ردیف موسیقی به شکل امروزی اش به دست آقا علی اکبر فراهانی مدون شده و بازگشت به دوران قبل از وی برای یافتن منبع و مرجعی جز او که نقش تعیین کننده ای در تدوین ردیف داشته باشد، غیر ضروری است." برونو نتل، اتنوموزیکولوگ آمریکایی اعتقاد دارد ردیف به معنای رپرتوار (مجموعه) در نتیجه تماس و آشنایی ایرانیان با موسیقی دانان و موسیقی غربی شکل گرفته است. داریوش طلایی محقق ایرانی نیز معتقد است ایده تدوین ردیف در ربط با تدریس موسیقی رونق گرفته بود. روش تعلیم ردیف بعد از تدوین آن به این صورت بود که شاگردان می بایستی تمام ملودیها را حفظ می کردند. میرزا عبدالله و میرزا حسینقلی دو پسر آقا علی اکبر خان فراهانی بودند که ردیف پدر را از عمویشان آقا غلامحسین آموختند و خود به شاگردانشان آموزش دادند و ردیفشان را منتقل کردند بطوریکه ما امروز ردیف این اساتید را به صورت صوتی یا مکتوب در اختیار داریم. محور اصلی این نوشتار چگونگی پیدایش سیستم دستگاهی و زایش مفهوم جدید و امروزی آن بود. سیستمی که چه به لحاظ مفهومی و چه به لحاظ ساختاری به تدریج فرم تثبیت شده خود را در موسیقی ایرانی بازیافته است |
|
4:04 PM | حسین | نظرات [2] |
![]() |
| جمعه 9 تیر ماه سال 1385 | |
| بررسی دستگاه ماهور | |
بررسی دستگاه ماهور : در زیر به بررسی مهمترین گوشه های این دستگاه می پردازیم :
|
|
00:36 AM | حسین | نظرات [2] |
![]() |
| پنجشنبه 8 تیر ماه سال 1385 | |
| بررسی ارکان موسیقی در موسیقی ملی ایران | |
بررسی ارکان موسیقی در موسیقی ملی ایران همه می دانیم که روش بحث در موضوعات پژوهشی و علمی ، معمولا به این صورت است که یک سیستم بزرگ یا ترکیب پیچیده را به اجزای کوچکتری که هر کدام را بتوان دارای هویتی مستقل فرض کرد تقسیم می کنند و آنگاه به بررسی اجزای کوچکتر ( که بدیهی است ساده تر است ) می پردازند . 1) چینش نت ها ( ملودی )
از راست به چپ:اساتید محمد اسماعیلی ،محمد موسوی ، علی اصغر بهاری ، جلیل شهناز ، فرامرز پایور 1) ملودی : 2) خواننده :
3) شعر : حسین |
|
07:45 AM | حسین | نظرات [2] |
![]() |
| شنبه 27 خرداد ماه سال 1385 | |
| استاد علیزاده | |
استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد. در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری 1352-51 با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد. او خود نیز همیشه در جست و جوى راههاى دیگرى بوده که دیگران نرفته اند در این سالها علیزاده استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن می پردازند، نوآوری هایی داشته است. مانند ابداع مقام داد وبیداد ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم های راز نو با همکاری گروه هم آوایان و زمستان است با صدای استادشجریان) همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و ...) استاد علیزاده در سال های اخیر در آلبوم های "زمستان است" ، " بی تو به سر نمی شود" و "فریاد" با استادشجریان ،کیهان کلهر و همایون شجریان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همکاری داشته است. فعالیت های هنری استاد: فعالیتهای آمورشی : آثار آموزشی: |
|
10:47 AM | حسین | نظرات [2] |
![]() |
|
|
|
| تعداد بازدیدکنندگان : 8049
|
![]()
|
| Powered by BlogSky.com |
| عناوین آخرین یادداشت ها |
|
|
||
|
||
|
||
|
||